برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
اصلا معلوم نمیشه گریه کردم در ظاهر
ولی وای به حال خودم از سردرد دوست دارم کلمو بکوبم به دیوار با کوچیک ترین صدایی سرم منفجر میشه چشامم سوز میکشه ینی فقط میخوام کلمو بکنم
دیگه اگه مثل امروز مسکنم نداشته باشیم وابیلا
حتی حاضر بودم ازون کشمشای بشری رو هم بخورم ولی ازونام نداشتیم
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
امروز مثلا میخواستم برنامو با فیزیک شروع کنم -_-
فیزیک نخوندم هیچ از بقیه درسامم افتادم :/
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
+هیچکدوم
_شد یه چیزی من بگم تو راه بیای!؟
+شد یه بار من یه چیزی بگم شما ضایه نکنید؟
_تاثیری هم داره روی تو؟! ://
+نه
((مکالمه منو رحمتی در یک روز عادی بی دردسر ))
اصن یادم اومد دلم خنک شد D:
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
یار نمیخرد مرا
مرگ نمیدرد مرا ...
+مرگ نمیدرد مرا....
آه چه بی بها شدم...
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
ولی نمیدونم چرا الان مال 10 سال پیشه :|
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
نکنه دارم میمیرم-_-
+ طهورا خیلی بد نفس میکشه من معذبم
الان بالا سرش نشستم نگاش میکنم هی :|
نصف عمرش تو خواب خون دماغ شده طفلی:/
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
+ یام ک هر دو :)
+باز ب قرصای سردرد لنتی رو اوردم :|
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
قشنگه دو باره دارم نگاش میکنم 
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور