نمی خوامم درک کنه نمیخوام بفهمه
فقط دو روز منو به حال خودم بزارین
به خدا حوصله هیچ کس و ندارم
ااصن دوست دارم اخم کنم
دوست دارم حرف نزنم
دوست دارم بد اخلاق باشم
اصن اگه کسی بهم گیر نده همین کارا رو هم میکنم
دو روز بزارین برا خودم باشم
اره من بچم به خاطر این چیزا حالم خوب نیس
اره اینا اصلا مهم نیستن
ااین کارا برا شکست عشقیه برا من نیس که اصلا تو فاز عشق مشق نیستم
مرگ من که این چیزا نیس
اصن من با همه فرق
فردا که همین طوبی و حافظ و زدن تو سرم اصن مهم نیس
مامان با حسرت به طوبی نگا کنه مهم نیس
بابا به جای افتخارکردن به من به حافظ افتخار کنه مهم نیس
عمو بیاد بگه یا پزشکی یا هیچی مهم نیس
حتی پویا ی احمق معدل 20 تشو بزنه تو سرم بگه تو هیچ وخ بیس شدی حرف میزنی ؟
نه اینم مهم نیس
هیچی مهم نیس فقط به من گیر ندین
بزارین شاید بتونم همونی بشم که قسم خورده اون مرتیکه رحمتیو یه روز بد بخوابونه زمین
همه نگاهای قشنگی که مال طوبی بوده رو مال خودش کنه
همون نوه ای که باباجان اون روزا که بود بهش افتخار میکرد بشه
ینی میشه برگردم به اون روزا
نمیدونم فلا هیچی نمیخوام جز تنهایی
برچسب:
نویسنده: ستایش زارعیپور